آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

95

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

بالا رفته بودند و اكنون سواره پائين مىآمدند . آنان وارد هوائى روشن و صاف مىشدند و چنين به نظر مىرسيد كه نوارى از ابر بيرون آمده و به پائين كشيده مى - شود ، زيرا قسمت بالاى كوه را مهى غليظ پوشانده و به ابر پيوسته بود . ما در چند اطاق « 1 » يا كلبه تاتارها كه هر كدام متعلق به يك چوپان بود و از قبل بين خود تقسيم و تعيين كرده بودند مستقر شديم . سىام مارس سواره راه خود را در قسمت هموار ادامه داديم . در راه به چند چوپان برخورديم كه كنار گله‌ها با زن و بچه و تمام خويشان خود سوار بر گارى و يا اسب ، گاو نر و ماده و الاغ به سوى ما مىآمدند . اين منظره براى ما بسيار ديدنى بود . اكنون ما در اين مسافرت بيشتر اوقات با هوائى صاف و آفتابى و دلچسب روبرو بوديم و هيچ كجا جز در ارتفاعات كوهستان با هواى نامطبوع برخورد نكرديم . آخر ماه مارس به دهكده جوات « 2 » در كنار رود كر رسيديم . خانه‌هاى اين دهكده با نى ساخته شده بود و روى آن را با گل پوشانده بودند . ربع مايل بالاتر ، رود آراكس كه امروز به آن ارس مىگويند جريان دارد . سرچشمه ارس از جنوب باخترى و رودخانه كر از باختر و شمال باخترى است . پهناى هر رودخانه يكصد و چهل قدم و آب جارى در آن قهوه‌اى رنگ ، آرام و عميق است و بين دو كناره نسبتا بلند جريان دارد . در كنار اين رودخانه و نيز در تمام علفزارهاى دشت مغان « 3 » نىشكر به وفور و گاهى برخى از آن‌ها به قطر يك بازو مىرويد . رودخانه كر مرز بين شيروان و دشت مغان را به وجود آورده است . در كنار دهكده جوات پل بزرگى وجود دارد كه ما روز دوم آوريل از روى آن گذشتيم و در آن طرف رودخانه يعنى منطقهء مغان از سوى يك مهماندار يا بلد جديد كه خان

--> ( 1 ) - Otak ( 2 ) - Tzawat - احتمالا جواد - م . ( 3 ) - Mokan